گزارش کار آموزی در مهدکودک بهاران
مقدمه
مشخصات کلی مهد ساختمان دو طبقه ای است دارای درب ورودی سفید رنگ باحاشیه سبز و روی در نیز پر از گل و ستاره های رنگی در بالای درب ورودی نام مهدکودک و زمان تاسیس آن نوشته شده است. وقتی وارد مهد می شویم نمای زیبای درختان مهد نظر همه را به خود جلب می کند در قسمت رو به روی درب ترکیب سایبان وجود دارد که آنجا گالری نقاشی کودکان است در ساعاتی که هوا گرم می شود مربیان برای بازی یا صرف صبحانه کودکان را به زیر سایبان می برند روی سایبان پوشیهد است از گل های یاس و پرچم های اطراف آن آویزان است کنار باغچه یک آهو وجود دارد و در طرف دیگر آن نیز گوزنی است که باعث شده زیبایی مهد بیشتر جلوه کند. در سمت چپ نیز یک چرخ فلک به زیر سایه درختان قرار دارد که در موقع بازی به کودکان شور خاصی می بخشد و در کنار آن نیز یک تاب وجود دارد که در درون آن سه صندلی موجود است در پشت باغچه ها نیز یک الاکلنگ قرار دارد باغچه های مهد پوشیده در گل های رنگارنگ است در سمت راست حیاط ۲ عدد سرسره وجود دارد که رنگ آن ها نیز آبی – سفید می باشد. در کنار آن ها نیز استر شن کودکان وجود دارد که آنجا را با بتادین ضد عفونیکرده اند. و یک متن که پشت استخر شن نوشته شد
نوع فعالیت : اجرای تدریس مستقل چراغ راهنمایی
ابتدا برای طرح درس چراغ راهنمایی دایره هایی با سه رنگ سبز, زرد , قرمز به تعداد کودکان برش زدم تا برای ساعت بعد آماده تدریس شوم. سپس داشتان شنل قرمزی را تعریف کردم و بعد از آن چند بازی برای سرگرم کردن کودکان از قبیل دستمال بازی, بپا نیفته و مسابقه ماست خوری که بین کودکان گذاشتیم و به آنها با عنوان جایزه یک برچسب می دادیم.
ساعت ۱۰ تدریس خود را رائه دادم که کودکان را به اتاق فیلم بردم و از آنها خواستم که با لگوها به کمک همدیگر یک چهارراه درست کنید و سپس چراغ راهنمایی مهد را که چراغهای آن روشن و خاموش می شدند را وسط چهارراه گذاشتم یکی از کودکان را در نقش پلیس و دیگر کودکان در نقش عابر پیاده و ماشین ها گذاشتم. در حین تدریس کودکان هم بازی کردند و هم با رنگ های چراغ راهنمایی آشنا شدند هدف من این بود که کودکان با قوانین راهنمایی تا حدودی آشنا شوند. مفاهیم اجتماعی را درک کنند که خوشبختانه تا حدود زیادی توانستم این کار را به خوبی انجام دهم و بعد نیز یک شعر در این مورد برای کودکان خواندم و آنها نیز هر کدام با یک آلت موسیقی که قبلاً خود از روی میز برداشته بودند روی میز آهنگی می نواختند که این کار قابل توجه مربی نیز واقع شد چون کودکان با شور و هیجان خاصی به شعر خوانده شده گوش می دادند تا آهنگ را درست بنوازند (این یکی از کارهایی بود که در سرکلاس خانم ثابت ایمانی اجرا شده بود و من نیز طبق آن در کلاس این کار را ارائه دادم که کودکان از آن استقبال خیلی خوبی داشتند) و چند بار این کار ادامه یافت تا کودکان حدود زیادی از این آهنگ را آموختند و سپس آن دایره هایی که قبلاً بریده شده بود را به کودکان دادم و آنها دایره ها را روی چراغ راهنمایی که کشیده بودم چسباندند. سپس بعد از استراحت کوتاهی من با کودکان شروع به صندلی بازی کردیم که کودکان از این بازی لذت بردند.
گل یاسمن , تاریخ ۱۸/۱۱/۸۵
نوع فعالیت : کلاس داری بصورت مستقل
گروه سنی ۵-۴ سال
به علت نبودن معلم مربوطه کلاس کاملاً در اختیار من بود من نیز از این فرصت استفاده کردم تا کار خودم را محک بزنم – کمی با کودکان بازی های متنوعی از قبیل گرگم و گله می برم- چشم بزار – تخم مرغ گندیده – آدم برفی – گرگم به هوا و… بازی کردم تا ساعت ۵/۸ که عده زیادی از کودکان وارد کلاس شدند . چند تا از شعرهای کودکان را به نحوی که در کلاس درس آموخته بودم به صورت تک خوان خواندم و سپس با نوار خواندم و کودکان نیز گوش دادند و چند دستک که قبلاً به کلاس آورده بودم را به چند تا از کودکان دادم و به کودکان دیگر نیز چند تا لگو , قرار شد بعضی از کودکان دست بزنند و چند نفر دیگر هم روی میز بزنند (البته به انتخاب خود کودکان)دلم می خواست بتوانم بفهم که کودکان از چنین کلاسی راضی هستند یا نه – که در همان لحظه نور عشق امید کودکان را در چشمان آنها خواندم , چند شعر را به همکاری کودکان خواندم و سپس ساعت ۹ کودکان را برای صرف صبحانه آماده کردم حدود نیم ساعت بچه ها مشغول صبحانه خوردن بودند و من نیز برای آنها داستانهای که ذهنی برای آنها بیان می کردم را اجرا کردم به صورت نمایش عروسکی که این نمایش ها در مورد خوردن صبحانه بود در همین حال کودکی توجه مرا به خود جلب کرد . کودکی به نام امیر محمد اصلاً توجهی به خوردن غذا نداشت و هر یک لقمه ای که می خورد شاید حدود ۵ دقیفه در دهان خود آن را نگه می داشت و این کار او ادامه داشت تا زنگ آخر ولی بازهم تمام نمی شد و مربی مجبور بود بقیه غذای او را به سطل زباله بیندازد. من نیز آن روز واقعاً احساس کردم. که یک مسئولیت خطیر به عهده من است. از آن روز به بعد به خودم قول دادم تا بتوانم هر دفعه یکی از مشکلات آنها را حل کنم (به قول استاد بلوکی کودکان در مدرسه زبان – قرآن – نوشتن را می آموزند ولی در کودکستان است که باید مشکلات کلامی و غیر کلامی آنها برطرف شود).
با اکتفا به این کلام کار خود را شروع کردم. علت غذا خوردن امیر محمد را از کمک مربی پرسیدم و گفتند که باید غذا را به زور به او بدهید در غیر اینصورت او غذا نمی خورد و هر غذایی را نخورد به سطل آشغال می اندازیم چون غذا ها را نباید به خانه هایشان ببرند. شروع به خواندن داستان کردم و در حین داستان خواندن یک قاچ میوه به او می دادم و داستان را می خواندم تقریباً ساعت ۱۰ بود که صبحانه امیر محمد تمام شد و همان لحظه به خاطر تمام کردن کودک به او یک جایزه کوچک دادم که او خیلی خوشحال شد بعد از صرف صبحانه و جمع کردن غذاها یکی یکی کودکان را برای شستن دست و صورت همراهی کردم و بعد نیز بازی کشیدن و برداشتن را با کودکان انجام دادم طبق عکس روبرو
-وبازی دروازه پاها را اجرا کردم طبق عکس روبرو
-یا طرز راه رفتن حیواناتی مثل اردک – جوجه – ببر – خرس و غیره را برای کودکان آموزش دادم و سپس از آنها خواستم تا مثل آن حیوان راه بروند و صدای آن را در آورند طبق تصویر روبرو.
و چند نوع از این قبیل بازیها, سپس موزیکی برای کودکان پخش کردم و آنها نیز رقصیدند . سپس صندلی بازی کردند, معلم زبان آمدند ایشان برای درک مفهوم کلمات با کودکان بازی می کردند, کلماتی مثل هواپیما- دوچرخه و … (ضمائم – تصویر شماره ۳), قصه گویی توسط خود کودکان اجرا شد که در این نیز برای من قابل توجه بود چون در این صورت من با اشکالات کلامی کودکان آشنا می شدم پسر بچه ای به نام مهیار به…..
گزارش کار آموزی در مهدکودک بهاران
قیمت : 4000 تومان
گزارش کارآموزی ریخته گری گروه صنعنتی نورد نوشهر
فهرست مطالب :
مکانیزم لغزش در تغییر شکل
مکانیزم دوقلویی در تغییر شکل
فرآیندهای مورد استفاده در طی شکل دهی فلزات
اندازه گیری دما با توجه به رنگ
مواد ترموکوپل
آذرسنج ثبتگر و کنترلگر
آذرسنج تابشی
آذر سنج نوری
خواص کششی
منابع
مقدمه
متالورژی، علم و تکنولوژی استفاده از فلزات است. متالورژی، به عنوان یک فن
از زمانهای قدیم وجود داشته است. انسانهای گذشته بسیاری از فلزات موجود در
طبیعت را می شناختند و به کار می بردند. ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد از طلا برای
ساختن زیورآلات، بشقاب و ظروف استفاده میشده است. فن گدازش، پالایش و شکل
دادن فلزات توسط مصریان و چینی ها بسیار تکامل یافت. مصریان قدیم می
دانستند چگونه آهن را از سنگ آهن جدا کنند و می دانستند که فولاد سختی پذیر
است. اما استفاده از آهن تا سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد رایج نشده بود. استفاده
از آهن نزد مردم عهد باستان متداول نبود و آنها استفاده از طلا، نقره و مس
و برنج را ترجیح می دادند.
عموما در قرون وسطی علم کار بر روی فلزات مستقیما از استاد به شاگرد منتقل
می شد و در نتیجه بسیاری از فرآیندها با خرافات می آمیخت. در مورد
فرآیندهای متالورزیکی بسیار کم نوشته شده بود تا اینکه برنیگوچیو کتاب
پیوتکنیا را در سال ۱۵۴۰ و به دنبال آن کتاب دِرِ متالورژیکا را در سال
۱۵۵۶ منتشر کرد. طی سال های متمادی توسط مردمی که در تقلید جنس و ساتار
فولاد دمشق می کوشیدند، اطلاعات بسیاری به علم افزوده شد.
تا آغاز آخرین ربع قرن نوزدهم، اغلب تحقیقات در مورد ساختار فلز با چشم
غیرمسلح و به طور سطحی صورت می گرفت. علم ساختار فلزها تقریبا وجود نداشت.
در این میان، نیاز به وجود افرادی که سابقه ی علمی انها بیشتر از سابقه
علمی و تجربی شان بود، احساس می شد.
بعدها در سال ۱۹۲۲ با کشف روشهای پراش اشعه X و مکانیک موجی، آگاهی های بیشتری درباره ی ساختار و خواص فلزها حاصل شد.
متالورژی حقیقتاً علم مستقلی نیست، زیرا بسیاری از مفاهیم اساسی آن از
فییک، شیمی و بلورشناسی مشتق می شود. متخصصان متالورژی به طور فزآینده ای
در تکنولوؤی جدید اهمیت پیدا کرده اند. سال ها پیش بخش عمده ی قطعات فولادی
از فولاد کم کربن ارزان قیمت تهیه می شد که به سهولت ماشینکاری و ساخته می
شد. عملیات گرمایی به طور عمده ای برای ابزار به کار برده می شد. طراحان
قادر نبودند غیریکنواختی ساختاری، عیوب سطحی و غیره را به حساب بیاورند و
کار درست آن بود که ضریب ایمنی بزرگ استفاده کنند. در نتیجه، ماشینها بسیار
سنگین تر از حد لازم بودند و وزن زیاد نشانه ای از مرغوبیت محسوب مس شد.
این وضع تا حدودی تا سالهای اخیر نیز اثر خود را حفظ کرده بود، اما با
هدایت صنایع هواپیمایی و خودروسازی کم کم برطرف می شود. این صنایع بر اهمیت
نسبت استحکام به وزن در طراحی خوب تأکید می کردند و این تأکید ، به ایجاد
آلیاژهای جدید سبک و پراستحکام منجر شد
گزارش کارآموزی ریخته گری گروه صنعنتی نورد نوشهر
قیمت : 2500 تومان